:: امروز : ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ -   2010/02/09
  صفحه نخست   |   آرشیو اخبار   |   اخبار ویژه   |   گالری تصاویر   |   پیوندها   |  ارسال خبر   |  درباره ما   |   ارتباط با ما
   تاریخ مطلب : ۰۵ مهر ، ۱۳۸۷   | ساعت 14 : 11
   کد مطلب : 251  
آهوي خارگ

رو به تاريخ

شايد براي کساني که تاکنون از خارگ ديدن نکرده باشند، صحبت از وجود آهو آن هم در جزيره‌اي که در ذهن، سرزميني است خشک و لم يزرع و پر مار در خليج فارس، کمي عجيب باشد. و اين تصور را البته از گفته‌هاي اين و آن يا از گزارشات و ترجمه ‌هاي خودماني از سفرنامه‌هاي فرنگي به ارث برده‌ايم. اما خارگ باير و بي آب و علف يا غير مسکون نيست و اگر هم بوده باشد به گواه کتيبه‌ي نابود شده هخامنشي‌، "بهنه را" با احداث قنات و حفر چاه‌هايي در جزيره آباداني را به اين سرزمين آورد و از آن پس يعني در طول 2500 سالي که تاکنون شواهد گفته‌اند، اينجا سرزمين پر رونق و سرسبزي بوده است که يا پذيراي جهانگردان و دريانوردان بوده است يا دريانوردانش در کانال سوئز و اقيانوس اطلس و ديگر درياها به راهنمايي کشتي‌ها مي‌پرداخته‌اند. و اگر چه "پارسونز" در گزارش خود به سال 1808 خارگ را "جزيره باير و غير مسکون در سي مايلي شمال غربي بوشهر"[1] معرفي مي‌کند اما نويسنده ديگري که نيم قرن پيش از او و در زمان حضور هلنديان در جزيره، به سال 1755 ميلادي و البته به اقتضاي ماموريت نظامي از جزيره خارگ بازديد کرده مي‌نويسد: " ... عصر آن روز به اتفاق آقاي رابينگسون به غرب جزيره به گردش رفتيم. و از چند مزرعه متبوع گندم گذشتيم که چندتا از خوشه‌هاي گندم رسيده بود. و به چند باغ رسيديم که کلم و لوبيا داشت و بسيار هم آرام بود..."[2]

BONA.IR

پس جزيره‌اي که پارسونز غيرمسکون و باير خوانده، سرسبز و پررونق بوده و حتي وجود آثار کهني که خود پارسونز و يا ديگر نويسندگان در ديگرجاي از آن خبر داده‌اند، گواه روشني است از حضور جزيره‌نشينان در خارگ و وجود يک تمدن. اما جزيره‌اي با اين همه اهميت که کاپتان استيف‌ها يا پارسونزها و آيوزها و اصلاً پرتغالي‌ها يا کمپاني گردن کلفت هند شرقي هلند از آن سوي عالم برخاسته‌اند و يوغ استعمار را بر فرازش افراشته‌اند و اين چنين در موردش موشکافي کرده‌اند، لابد پيش از اينها آوازه‌اش در کرناي زمان پيچيده است که تازه در قرن 16 و 17 پرتغال‌ها به غارتش مي‌آيند و بعد از 120 سال گردن کشي و در مقابل، سکوت سران مرکزي ايران، کسي همچون شاه عباس دنگش مي‌گيرد که بايد خليج فارس را از دست پرتغال‌ها رهانيد و سرنوشت مملکت را سپرد به انگريزي‌هاي مصلحت انديش. و لابد چه تقديري هم کرده‌ايم از انگليسي‌ها که پرتغال‌ها را از درخت زرخيز خليج برچيدند. و در عوض ميرمهنا بندر ريگي را که سالها بعد و در زمان حکومت سست بنياد کريم خان زند، با تلاش و سختي فراوان و علي رغم موش دواني‌هاي انگريزي‌ها و خيانت‌هاي حکومت زند، عاقبت قلعه‌ي "موسلستاين"[3] را در هم کوبيد و با تصاحب کشتي‌ها و اموال هلندي‌ها در خارگ، آنها را از جزيره خارج راند و براي هميشه دست آنان را از خارگ و خليج فارس کوتاه ساخت، "رهبر دزدان دريايي و پدرکش يک چشم"[4] ناميده‌ايم و چنان از او ياد کرده‌ايم که گويي مردم هفت دريا از دست او عاصي بودند و تنها با اعدامش در بصره، دنيا آرام گرفته است!

آهو ديده‌ها

بگذريم. اينجا آهو دارد به هر حال. چه تعجب کني چه ساده بگذري و بگويي" آهو که دوتاشان از کنار ماشين ما گريختند"[5] يا به قول برخي بگويي "...در طول سال‌هايي که از آوردن آنها به جزيره مي‌گذشت هم اين جانوران و هم ساکنين جزيره به ديدارهاي ناگهاني يکديگر عادت کرده بودند..."[6] يا اصلاً در بماني که اين آهوها از کجا يا از چه وقت در اين جزيره ساکن بوده‌اند. در واقع نخستين کسي که پيدايش آهو در خارگ را مورد تيزبيني قرار داده مرحوم کريم کشاورز است که در سال 1333 در ميان زندانيان سياسي تبعيد شده به خارگ گذارش به خارگ افتاده و او هم همچون نويسنده‌هاي پيشين، به اجبار قلمي چند راجع به جزيره رانده است. و در مورد آهوان خارگ مي‌نويسد: " ...قريب دويست آهو هم در تپه و ماهورها ويلانند. درباره پيدايش اين آهوها روايات گوناگون شايع است. ماموران پادگان مي‌گويند که بيست سال پيش]1313 [ دريادار بايندر يک جفت آهوي نر و ماده به اينجا آورد و رها کرد و اين آهوان از بازماندگان زادولد آن جفت هستند. کدخدا رسولي که از دست نشاندگان خان حيات داودي است مي‌گويد آهوان خارگ نوادگان يک جفت آهوي نر و ماده‌اي هستند که خان در خارک رها کرده است.

]اما[ محمد شريف (يا به قول بعضي‌ها خان بهادر شريف) مالک محل و صاحب تنها باغ مصفاي خارک مي‌گويد که تا او به ياد دارد آهو در خارک وجود داشته است. محمد شريف هشتاد سال دارد. پس معلوم مي‌شود روايت نخست و دوم افسانه آوردن يک جفت آهو توسط دريادار بايندر يا خان حيات داودي را طرفداران اين و آن ساخته و پرداخته‌اند. بيشتر گمان مي‌رود که از زمان قديم آهو در خارگ وجود داشته است. . ."[7]

همانگونه که مرحوم کشاورز نتيجه گرفته اين آهوها پيش از اين در خارگ بوده‌اند.‌ در ميان نوشته‌ها و گزارش‌هاي موجود نيز نخستين کسي که از وجود آهو در خارگ خبر داده بطلميوس است که نوشته: "...در آنجا بزهاي وحشي موجود است که آزادند و احدي معترض آنها نمي‌شود زيرا آنها نذر آرتميس شده‌اند..."[8]

و بعد از او ديگر خبري از آهوي خارگ نمي‌يابيم تا اينکه در اوايل قرن نوزدهم، کاپتان استيف انگليسي در ماموريت خود جهت ايجاد خط تلگراف زير دريايي بصره–بوشهر–لندن از جزيره خارگ ديدن کرده و در بخشي از سفرنامه خود "يادداشت‌هاي خليج فارس" مي‌نويسد:

"... غالب نقاط جلگه‌اي و بسياري از دره‌هاي جزيره کاشته بود و باغ‌هاي خرما داشت و در تپه‌ها گل چهارپايان رها بود. و چندتايي آهو در آنجا بود مخصوصاً در گوشه شمال غربي جزيره..."[9]

جمعيت آهوها

"ما نمي‌دانيم چه تعداد آهو در خارگ هست"[10] و البته امروز ديگر اين معما حل شده و ديگر نيازي نيست که مسئولين زحمتکش سازمان محيط زيست، در پي يافتن پاسخ اين معما، کوه و صخره و دشت و صحراي جزيره را زيرپا بگذارند. در واقع آهوي خارگ وقتي که هيچ علوفه‌اي جهت تغذيه و يا آبي جهت آشاميدن نيافت، يا روي به مناطق مسکوني گذاشت که از ميان آن همه رفت و آمدهاي آهو به نقاط مسکوني، تنها تعداد کمي‌شان موفق به بازگشت شدند- يا همبازي کودکان جزيره مي‌شدند و ناچار مجبور به اقامت دائم در خانه‌ها مي‌شدند، يا سر از بازار داغ آهوي خارگ در کويت در آوردند يا اينکه در راه بازگشت به زير چرخ‌هاي خودروها رفتند. جز اين آنها هم که همواره دوري جسته بودند از آدمي، در پي يافتن آب آشاميدن از دره‌هاي نفتي يا "پيت‌هاي دفع پساب‌هاي نفتي" آنقدر نوشيدند تا سرانجام مبتلا شدند به درد ناعلاج جرب. و الي آخر.

حال از اثبات وجود تاريخي اين آهوها و يافتن ردپايشان بر لب درياچه‌ي خشکيده‌ي تاريخ چه سود؟ اينکه آهوي گريزپاي خارگ را خان حيات داود آورده باشد يا اصلاً از هزاره اول پيش از ميلاد در جزيره ويلان بوده‌اند، دردي از آهوي "جرب"[11] گرفته‌ي امروز را دوا نمي‌کند. و مسئولين سازمان نمادين محيط زيست هم اگر در طول اين سال‌ها موفق به شمارش بازماندگان اين آهوان در حال انقراض نشده‌اند، به اين خاطر بوده است که سرعت مرگ و مير آهوها در خارگ آنچنان روزافزون بوده که سرشماري و احيانا مداواي آن‌ها را بي‌فايده نموده است.

نويسنده: مصطفي دهقان / ahlejonoob@yahoo.com

/ انتهاي پيام
     ارسال به دوستان   |   نسخه قابل چاپ   |  دفعات نمایش : 81   |   تعداد نظرات : 0

::  نظرات شما در مورد این مطلب  ::

کاربران گرامی؛
نظرات ارسالی شما پس از تایید در وب سایت به نمایش در می آید. با تشکر از شما ...
 

::  فرم ارسال نظرات  ::

نام:
آدرس ایمیل:
شهر:
وب سایت :
پیام :

 

نمایش ایمیل    مرا با خبر کن
کارنما  

:: بُعد معنوي و اسلامي انقلاب

BONA.IR
اننقلاب اسلامي ايران، انقلابي تك بُعدي، تك محوري و منحصر به تقاضاي مادي نيست

ادامه مطلب

مقالات  
یادداشت ها  
گفتگو  
اوقات شرعی  
وضعیت آب و هوا